|
«نمايشگاه نقاشی هنرمندان معاصر هلند»
در نگارخانه فرهنگسرای نياوران

راب مولمانRobmohlmann

راب مولمان
در 1956 در هيلگوم ، هلند متولد شد . در 1977 ، به عنوان يك هنرمند خود
آموخته و مسقل در آمستردام ساكن و مستقر شد . از آغاز كارش به عنوان
نقاش در پي به چنگ آوردن مفهومي از « واقع گرايي » بوده است .
اين كوشش جدا از انواع زمينه هاي فعاليت ،به وه در يك رشته
نقاشي تحت عنوان « پروژه كانتو » (1993 _ 1982 ) نمود داشته است كه در
آن ها ، كانون يا نقش مركزي و حواشي ( يا در واقع محتواي كار و خود
واقعيت ) به طور مدام در حال دگرگوني و تغييرند . از 1993 به بعد ، راب
مولمان كار روي مفهوم واقعيت و واقع گرايي را گسترش داد . اين مجموعه
يا رديف از كار ها _ كه در تاريخ هنر يگانه است و نظيري نداشته است _
شامل نظاره يا مشاهده و سپس بازنمايي هر چيز و هر موضوع ، از بالا _ از
نقطه اي عمود بر موضوع _ بوده است . خود او آن را « منظر چشم عقاب » مي
نامد و نحوه كارش را « پلكيدن بر بالاي تصوير » مي داند . نكته جالب در
كار ها اين است كه اثر خلق شده جهت بالا يا پايين ندارد و مي
تواند در همه چهار جهت بر ديوار آويخته شود ، از سوي ديگر او آثارش ،
به ويژه طبيعت بي جان هايش را در اندازه طبيعي يعني يك يكم نقاشي مي
كند . در سال 1977 ،راب مولمان ، درست 6 هفته بعد از شروع تحصيل در
آكادمي
D Witte Lelie در آمستردام ، آن جا را
ترك كرد . هيچ ارزش آموزشي براي او نداشت . در آن شال ها ،هرچيز مربوط
به هنر بايد نو و تجربي مي بود . بنابراين ،تصميم گرفت با رها كردن
تحصيل ، بار ذهنش را سبك كند و به نقاشي كردن پرداخت . ابتدا از هر
شيئي و موضوعي نقاشي مي كرد اما بعد از دو سال به نقاشي از طبيعت بي
جان روي آورد . اشياء روزمره را به عنوان موضوع نقاشي هايش برگزيد : يك
سطل آشغال ، يك كيسه پلاستيكي ، يك موتور گازي . در سيك انزواي خود
خواسته در فاصله سال هاي 1982 تا 1993 روي يك رشته طبيعت بي جان
كار كرد كه موضوع همه آن ها تنها يك قوطي كنسرو بود . در اين رشته از
آثار ،مشتمل بر 124 نقاشي ، و همه به همه به يك اندازه ،كه از نظر هدف
و منظور نقاش در واقع تنها يك كار بود ، براي اولين بار در تاريخ نقاشي
عامل « زمان » _ كه تا پيش از آن هرگز مسئله يا عاملي به حساب
نمي آمد _ شكلي بصري و مربي يافت . جدا از يك نقطه شروع عاطفي يا
تصويري ، اين مجموعه يا رديف نقاشي ها منطقي قوي و عقلاني نيز به عنوان
يك پيش زمينه داشتند . مثلا در يك رشته كار ، متشكل از 5 نقاشي ، نقاش
مي كوشد همه آن چه را كه بر سر اين قوطي _ چنان چه يك متر به يك سمت
پرت شود _ مي آيد كاملا به تصوير كشد . راب مولمان اكثرا يك رشته كار
را نقاشي مي كند ، يعني از يك موضوع يا شيئي ، مجموعه يا رديفي كار
نقاشي مي كند .
|
|
|
2003,-Treetrunktango-1
|
|
|
|
2004,-The-decorated-bottle
|
|
|
|
2004,-The-lost-key
|
|
|
|
Broken-ear
|
|
|
|
Craquelé-2
|
|
|
|
|
Five-forgotten-roses
|
|
|
|
Foal-1-16
|
|
|
|
Roof-rubbish-1
|
|
|
|
Roof-rubbish-2
|
|
|
|
The-blue-kettle
|
|
|
|
|
Wooden-pot
|
|
|
کارلا رودنبرگCarla
rodenberg
كارلا رودنبرگ عمدتا در ترسيم چهره بوسيله رنگ روغن تبحر دارد و از
سبكي استفاده ميكند كه بدون هيچ مشكلي و بسرعت قابل تشخيص مي باشد كه
همانا سبك خاص خود اوست. كسي كه به عنوان مدل در مقابل وي قرار مي گيرد
نه تنها بگونه اي جذاب نقاشي مي شود بلكه به زيبايي خيره كننده اي
ترسيم مي گردد. اين نقاشي بدون ترديد عينا همان تصوير مدل خواهد بود.
دانشمند، گزارشگر،رييس شركت چندمليتي، كودك، همسر، موسيقيدان، نجيب
زاده اسپانيايي، و يا حتي ملكه بئاتريس، ملكه هلند، همگي بدون شك
همچون تصاوير نقاشي شده خود هستند.
اين تصميم خود عليا
حضرت ملكه بود كه در مقابل اين هنرمند قرار گرفته تا اثر «چهره ملكه
با كلاهي به رنگ پرچم هلند: قرمز، سفيد و آبي» خلق شود. اين نقاشي
را مي توان تقريبا هر هفته با چاپ سيلك اسكرين در برنامه خبري
تلويزيون، بر ديواري در يك دادگاه، اتاق پذيرايي وزرا، يا ديگر اماكن
عمومي مشاهده نمود.
كارلا رودنبرگ در سال 1941 در شهر گودا در هلند بدنيا آمد و تحصيلات
هنري خودرا در «آكادمي سلطنتي هنرهاي خلاق» در لاهه به پايان
رسانيد. او مي گويد: «معمولا همراه با نگاه كردن به مدل خود با او صحبت
ميكنم و با پرس و جو درخصوص حرفه اش، اورا بيشتر شناخته و به عمق
وجود، طبيعت و ويژگيهاي عجيب و غريب او پي مي برم.» كارلا مي افزايد:
«مدل من بايد احساس راحتي كرده تا بدين ترتيب نه تنها حالات ظاهري،
بلكه ويژگيهاي دروني تر خودرا بروز دهد. من بايد سعي كنم تمامي اين
عناصر را در نقاشي خود در نظر بگيرم.»
بهمين دليل است كه او مدل خودرا بجاي استوديو در اتاق نشيمن ملاقات
كرده و چنانچه بر حسب اتفاق هنگام صرف ناهار باشد، مدل خودرا به صرف
غذا دعوت مي كند. همسر كارلا، ژرارد بكر، كه خود هنرمند است، باارزش
ترين مشاور و سخنگوي او مي باشد. كارلا مي گويد: «گاهي اوقات تمايل
دارم بطور همزمان بر روي دو نسخه متفاوت از يك پرتره كار كنم. و آنگاه
هنر حشو زوائد مطرح مي شود كه بسيار مشكل است. در اينجاست كه نظر ژرارد
از اهميت خاصي برخوردار است.» تصاويري كه كارلا از گلها ترسيم كرده نيز
روي ديوار به چشم مي خورد، اين هم عشق و علاقه ديگر اوست. او مي گويد:
«هرگز براي نقاشي گلها از كسي سفارش نمي گيرم و همين امر باعث لذت من
مي شود.» سفارش نقاشي چهره ناگزير اورا وادار خواهد ساخت به خواهش ها و
تقاضاهاي مشتريان نيز ترتيب اثر دهد؛ براي مثال اندازه اثر، لباس مدل،
و همچنين جايي كه نقاشي در نهايت قرار خواهد گرفت. نقاشي از گلها به
ميل و اراده خود اوست و هيچ محدوديتي در كار نيست و چه چيزي بهتر از
اين؟
آثار او، چه در هلند و چه خارج از كشور، همواره مورد تمجيد بسيار قرار
گرفته است. او تابحال دوبار براي ترسيم چهره به نيويورك دعوت شده و
سفارشاتي نيز از اسپانيا، پرتغال، سوييس و فنلاند دريافت كرده است. او
بخاطر اينكه مي تواند خودرا وقف رشته مورد علاقه اش نمايد احساس
خوشبختي مي كند. و اين كار را هر روز، حتي در اوقات فراغت خود، انجام
مي دهد. كارلا
رودنبرگ مي گويد: «انسان بايد همواره به تجربه و يادگيري ادامه داده و
آزادانه كار كند تا به رشد برسد. من هرگز از كار خود راضي نيستم.» اما
شور و شوق و هيجان اولين جلسه كار با يك مدل جديد كه در مقابل او
نشسته، و بوم سفيد
…
هميشه
و هميشه مهيج
و
دلهره آور بوده و خواهد بود.
[photogallery/photo27855/photogallery/photo27105/real.htm]
انو بروينكل
Onno boerwinkel

|
|
|
Aan het meer
|
|
|
|
Bar Navona
|
|
|
|
Bar Navona 2
|
|
|
|
Bij de stadsmuur
|
|
|
|
De molen van Noordhorn
|
|
|
|
|
Drogend wasgoed Gradoli
|
|
|
|
Drogend wasgoed Gradoli
|
|
|
|
Jongens op een strandtrap
|
|
|
|
Mannen in de Corso
|
|
|
|
Mannen in de Corso 2
|
|
|
|
|
Man-op-steiger
|
|
|
|
Melken
|
|
|
|
Mensen op de dijk
|
|
|
|
Museumbezoekers
|
|
|
|
Schoentjes aan
|
|
|
|
|
Vissers op een pier
|
|
|
|
Reflecties-Venetiaans-café
|
|
|
روود ورکرکRuud
verkerk
متولد 1957 در استولويك است و هم اكنون در گودا زندگي و
كار مي كند . تحصيلاتش را در آكادمي هنر در 1980 به پايان برد و از
همان زمان به يك نقاش حرفه اي بدل شد.
كارهاي اوليه اش آثاري تخيلي بودند ،اما كم كم به سوي مكتب رئاليسم
هلندي جلب شد و به نقاشي از طبيعت بي جان و منظره سازي روي آورد . سبك
او را مي توان با سبك نقاشان قرن 17 هلند مقايسه كرد بي شك نمايشگر
مكتب نقاشي واقع گراي قرن 20 است .
به
خاطر زيبايي تركيب بندي هايش و نوع كاربرد رنگ در آثارش ، نقاشي شناخته
شده و نامدار است .
كارهايش در كتاب هايي كه شامل بهترين كارهاي نقاشان قرن 20 هلند است به
چاپ رسيده است .
نمايشگاه هاي مرتب سالانه در چند نگارخانه معتبر هلند دارد و كارهايش در
چندين مجموعه در سراسر جهان جاي دارند . ملكه بئاتريس ، ملكه هلند از
طرفداران و سفارش دهندگان آثار اوست و يكي از آثارش جزو مجموعه خصوصي
ملكه است .
« از 1980 كارم را به عنوان نقاش حرفه اي آغاز كردم . در اولين دوره از
آثارم ،بيش تر مناظر تخليلي را نقاشي مي كردم اما كم كم آثارم واقعي
تر و واقع گراتر شدند . مناظر روستايي هلند را با آرايه هاي خاص هلندي
مي كشيدم . بعد از چند سال ، موضوع طبيعت بي جان هم به كارهايم اضافه
شد. جذب تركيب بندي از عناصر و وسايل ساده زندگي روزمره شدم . كم كم
طبيعت بي جان بيشتر مرا جلب كرد، چرا كه به نظرم ،نقاشي از زندگي و
وسايل روزمره ،بيش تر نمايش دهنده هنر محض نقاش است و احساس
نيازي به يك روايت يا مضمون نيست . احساس كردم كه طبيعت بيجان نوعي
جست و جو براي حفظ توازن و تعادل ميان موضوع ها و رنگ ها و پس زمينه
كار است . طبيعت بيجان ها معمولاً يك پسزمينه نوري و روشن ،با دقت در
جزييات و موضوع پسزمينه مثلاً انگور ،گلابي ، خشكبار گل هاي لاله
،صدف و گوش ماهي و ... . شكل مي
گیرند.
.
افزوده هاي ديگري مورد نياز نيست ،مثل ظروف لعابي ،قوطي ،بطري ، گلدان
و يا ظروف براق و درخشان سفالين . همه اين جزييات ،ساكن و بي ارزش اما
دوست داشتني به خاطر فرم ،افتاده ،ايستاده يا روي
چیزی یا
جایی قرار گرفته ، تگه پارچه ای خمیده ، مچاله یا روی هم تا خورده ، یک
چایخوری قرمز و سفید ، یک تکه شیئی سفید با لبه ای خراشیده یا ترک
خورده ، یک تکه سنگ خاکستری .... همه این پارچه های ظریف پهن شده روی
سبدهای بافته و پهن شده بر میزی یا جعبه ای و لبه های آویخته آن فضاهای
موجود بین اینهاست که یک طبیعت بی جان را می سازد . ترجیج می دهم
که از نور و رنگ هاي گرم و چند
رنگ متضاد روشن استفاده كنم ، هر چند مي دانم كه همه اينها در هنر قرن
هفدهم هلند ريشه دارد اما بشك مكتب واقع گرايي هلندي قرن 20 را نيز
نشان مي دهد . در ضمن به شدت مجذوب منظره پردازي نمونه اي نيز هستم
،زمين هاي پست با افق هاي بلند و عميق و ابرهاي آويخته و نزديك سطح
زمين كه از لابه لاي آن ها ، نور خورشيد ، بازي سايه روشني را در افق
ايجاد مي كند . گهگاه نيز تركيبي بي جان و منظره پردازي را در تركيب
بندي هايم به كار مي برم . تكنيك نقاشي من طي سال ها به تدريج از نوعي
كاربرد بسيار ظريف و پردازهاي پر از جزييات و پر تكلف و استفاده از
لايه هاي ضخيم رنگ به سوي قلم گيري هاي آزاد تر و ظريف تري رسيده است
كه در آن ، حس و لحن و تاثير كلي نقاشي مهم تر از پرداختن به جزييات
است . با هر نقاشي مي خواهم تصويري از آرامش و هماهنگي را خلق كنم .»
|
|
|
1 chinese vaas met tulpen 90x100 cm
|
|
|
|
3 morandi passionato 70x55 cm
|
|
|
|
4 table with persian pommegrannates 75x95 cm
|
|
|
|
5 flowers 95x70 cm
|
|
|
|
6 chinese vaas met tulp 40x30 cm
|
|
|
|
|
7 tulp 30x40 cm
|
|
|
|
8 red poppy 30x40 cm
|
|
|
|
9 stilleven met van gogh 40x30 cm
|
|
|
|
11 landscape with tulip 55x70 cm
|
|
|
|
12 tulp in landschap 20x24 cm
|
|
|
|
|
17 tulips 30x24 cm
|
|
|
|
18 stillife with morandi 70x63 cm
|
|
|
|
22 chinese bowl with cherries 18x24 cm
|
|
|
|
23 three tulips 40x50 cm
|
|
|
|
24 dutch tulips 30x24 cm
|
|
|
|
|
25 persian pommegrannates 80x100 cm
|
|
|
|
27 stillife with pumpkin 80x100 cm
|
|
|
|
30 pears and peaches 60x50
|
|
|
|
36 landscape with tulips 90x100 cm
|
|
|
|
37 chinese schaal met kersen 55x70
|
|
|
|
|
39-stillife whit pumpkins 55x70 cm
|
|
|
|
41-schaal met kweeperen 40x50
|
|
|
|
42-stilleven met hokusai 30x24
|
|
|
|
51- stilleven met perzische miniatuur 30x24
|
|
|
|
54-polderlandschap 16x30
|
|
|
|
|
57-peren in landschap 90x100
|
|
|
|
waterpompoen
|
|
|
|
Waterpompoen2
|
|
|
|
2 picknick in Bloemendaal 45x90 cm
|
|
|
|
49-stilleven met rode besjes 45x60
|
|
|
|
|
19 chinese bowl with currants 16,5x16 cm
|
|
|
اليس ترتولنEllis Tertoolen
خلاصه اي از نمايشگاههاي مهم اليس ترتولن
×
تانگر لوييس، رزندال، 1981
×
موزه سينگر، نمايشگاه گروهي، لارن، 1990
×
موزه سينگر، نمايشگاه انفرادي، لارن، 1991
×
گالري تويي پاون، گراونهيگ، 1994
×
گالري پيتر لين، بروكلن، 1999
×
نمايشگاه هنر هلند،
گراونهيگ، 1999
×
گالري
مبيوس، نوردهورن، 1999
×
موزه
راي، آمستردام، 1999
×
موزه
راي، آمستردام، 2000
×
لينارت، ژنت، 2000
×
گالري
باسكوآ، بارسلون، 2001
×
نمايشگاه هنر هلند،
گراونهيگ، 2001
×
موزه
راي، آمستردام، 2001
×
استوديو پولچري،
گراونهيگ، 2002
×
نمايشگاه هنر هلند،
گراونهيگ، 2002
×
گالري پيتر لين، بروكلن، 2003
×
گالري بيانكا لندگراف، لارن، 2003
×
گالري، هارلم، 2004
«من عاشق نور هستم، بعقيده من نور بمعناي آرزو
براي بدست آوردن چيزهاي جديد است و موجب تغيير مي شود. تمام عمر مي
خواستم در رشته اي مهارت داشته باشم، در كودكي به موسيقي علاقه داشتم.
در رؤياهاي كودكي تمام قطعاتي را كه از يكي از دوستانم شنيده بودم مي
نواختم. او در كلاس پيانو تعليم مي ديد. موسيقي زيبا آرامش بخش است.
سابقا هنگامي كه مادرم به موسيقي كلاسيك گوش مي داد، زمان زيادي صرف
گوش دادن به راديو مي كردم. هر آنچه موزارت خلق كرده زيباست. چنين
نابغه خلاقي در سنين جواني از دنيا رفت، درست مانند الهام بخش من در
نقاشي و طراحي، اوژن شيل. و شوپن كه از عشق سخن مي گويد تا ابد زنده
است. من زندگي را دوست دارم. ابدا باور كردني نيست كه اين زندگي روزي
به پايان برسد. اگر مي توانستم تنها به چيزهايي مي پرداختم كه به دنياي
ماوراء جهان هستي مربوط مي شد. در چنين نگرشي، زيبايي از اهميت ويژه اي
برخوردار است. اما زيبايي چيست؟ زيبايي به معني عدم حضور زشتي و ايجاد
توازن كامل است. هنگامي كه كودكي خردسال بودم مرتبا با پدرم به موزه اي
هنري مي رفتيم. در آنجا نقاشي كودك مرده اي بود كه صورت كوچك او از
پورسلين و تقريبا شفاف بود. اين نقاشي، بخصوص تنهايي كودك، آنچنان
تأثيري بر من نهاد كه امروز مي توانم آن را از حفظ نقاشي كنم. همه چيز
به تنهايي مربوط مي شود. هرچند، من به تنهايي به عنوان پديده اي كاملاً
منفي نمي نگرم، بلكه معتقدم زيبايي خاصي در تنهايي وجود دارد. نقاشي
وسيله ايست كه به كمك آن مي توان تنهايي را بگونه اي زيبا ترسيم كرد و
در عين حال موجب ارتباط عاطفي با سوژه مي گردد. معلم نقاشي ام در دوران
دبيرستان يكي از مؤثرترين محركها در رشد استعدادهاي هنري من بود. از
طريق او موفق به برقراري ارتباط با افراد فوق العاده اي شده و به جهاني
متفاوت قدم نهادم، جهاني از هنر و آزادي. در آن دوران تمام تابستان هاي
خودرا در چنين جهاني مي گذراندم. براي نخستين بار آنجايي بودم كه خودم
مي خواستم و اگر مي توانستم، تا ابد همانجا مي ماندم. بياد دارم كه
هواي تابستاني اين دوران بسيار زيبا بود. من طراحي هاي زيادي انجام
داده ام كه همگي از كودكان هستند. همواره شيفته كودكان بوده ام، بويژه
هنگامي كه خود كودك بودم. كودكان در دنيايي متفاوت از بزرگترها زندگي
مي كنند. دنياي كودكان و بزرگترها با هم موازيند. كودكان به گونه اي
مرا تحت تأثير قرار مي دهند كه گويي هيچ حد و مرزي براي خود قائل
نيستند. فكر مي كنم كودكان بسيار تنها هستند، چون بزرگترها فراموش كرده
اند دنياي كودكي چگونه بوده است.
خوشبختانه گذشته ها
گذشته، زندگي بر وفق مراد
است،
و از زمان حال رضايت دارم. اوژن شيل محبوب قلب من است، ماتيس
رولينگ نقاشي زبردست مي باشد، و آثار كو وستريك قابل تحسين
است. حس مي كنم سرانجام واقعاً مي توانم كاري انجام داده و آنچه را كه
مي خواهم ديگران ببينند دقيقاً به آنان نشان دهم. و اين بدان معناست كه
حالا همه چيز در حال شكل گيري بوده و تصوير و تكنيك همخواني دارند. به
محض اينكه اثري هنري تكميل مي گردد متعلق به گذشته خواهد شد. آن لحظه
ايست كه شايد استوديوي خودرا ترك كنم. تنها در حين خلق اثر با آن پيوند
روحي برقرار مي كنم، يعني از بدو تولد ايده تا زمان تحقق بخشيدن به آن.
نقاشي زندگي من است. با تمام وجود و با
دستانم آن را انجام داده و رنگدانه مخلوط با سفيده تخم مرغ، موم عسل،
چوب و بوم را تبديل به تصوير و تجربه اي عاطفي مي كنم. رنگ روغن، با
بويي كه در فضاي استوديو پر مي كند، براي من الهام بخش است. رنگدانه
مخلوط با سفيده تخم مرغ براي من همچون پيوند با پيشكسوتان بزرگ گذشته
مي باشد. موم باعث شفافيت اثر و ايجاد بافت شده و شما را قادر مي سازد
روي لايه هاي نازك مجزا كار كنيد. در چوبي و پانلهاي كمد سطوح خوبي
براي كار هستند، بويژه اگر كهنه باشند. بافت چوب با اثر من نوعي تركيب
ايجاد مي كند. براي نقاشيهاي بزرگتر از بوم استفاده مي كنم. شناخته شدن
همواره احساس خوبي در افراد ايجاد مي كند، اما فروتني و لذت بردن از
تحسين خود هميشه از والاترين فضائل بشمار مي رود. در سال 1972 نخستين
اثر خودرا از طريق يكي از گالريهاي هنري بفروش رساندم. در آن زمان
دانشجوي سال چهارم آكادمي هنر بودم. اكنون پس از گذشت حدود سي سال هر
آنچه خلق مي كنم سرنوشتي آني دارد، و اين رسم دلنشين زمان است كه با
گذشت خود همه چيز را نسبيت مي بخشد.»
|
|
|
Girl-with-doll-copy
|
|
|
|
girlwithflower
|
|
|
|
girlwithhat
|
|
|
|
sleepingangel
|
|
|
|
Stilllife
|
|
|
|
|
dancer
|
|
|
|
Teeparty
|
|
|
|
boywithboat
|
|
|
|
dancer
|
|
|
|
Twins1detail
|
|
|
|
|
womanstanding
|
|
|
داوالياسDouwe
elias
متواد 1952
در ليوواردن است . اكنون ساكن فرانه كر است . د رفاصله هاي 79_1972 د
رآكادمي هنر ميندوا در گرونينگن به تحصيل هنر اشتغال داشت . عشق او به
نقاشي و هنر ، شيوه و رويكرد او را در نقاشي
هايش به خوبي توضيح مي دهد . او عاشق و شيفته ويزگي هاي ذاتي و
باطني رنگ هاست . همين جذبه و شور ، شيوه هاي كاري او را در بر مي گيرد
. او يك نقاش واقعي است . در آثارش شيوه ها و حيله هاي گوناگون را در
هم نمي آميزد و بلكه از شيوه اي صميمي و سخاوتمندانه براي نزديك شدن به
يك واقعيت بصري مستقيم و بلا واسطه استفاده مي كند . گهگاه به بوم
اهميت و اعتبار دهد و با كاربرد رنگ ها و ضربه هاي قلم مويي غليظ
، فضاهايي شگفتي انگيز و عجيب خلق مي كند تا از آن طريق بر ايجاد حس
عمق در كار تاكيد كند . اين اثرات خاص و عجيب توهم واقعيت را نقض نمي
كند بلكه در جهت و يا همگامي با همان واقعيت است و گاه حتي به تشديد حس
نزديكي به واقعيت كمك مي كند . حتي گاه سر سختانه و با لجاجت به حيطه
جزييات وارد مي شو ، جزيياتي كه نشانه هاي قابل اثر اوست ، كه اين
واقعيت توهمي را نمي شكند . شيوه مشخص و شخصي او را در پرداخت جزييات
واقعيت در كارهايش به گونه گوني بافت كارش ارتباط دارد كه گاه با رنگ
هاي مسلط و تكان دهنده مورد تاكيد قرار مي گيرد و گاه از طريق
تضاد اين رنگ ها با بافت كار به نوعي مقابله مي رسد . آدم ها در كارهاي
دوو الياس ، هر چند آشكارا نمونه ها و تيپ هاي اقتباسي و غير واقعي اند
اما چهره هايشان ، در حيطه اي از مرز و راز باقي مي ماند . در كارهاي
او هر خط كاركرد ويزه خود را دارد ، در حالي كه سايه روشن ها تركيب
بندي كلي كار را شكل مي دند . نقاشي براي كودكان ، با نيازها و ويزگي
هاي خاص خودش ،بخشي مهم از كار اين هنرمند است . در اين مايه
الهام و براي اين نوع آثار دوو الياس است . علاوه بر اين ، او
پرتره نيز مي كشد و مناظري از داخل رستوران ها ، كافه ها و خانه كه
نتيجه اش ، مجموعه اي از طبيعت بي جان ها و منظره هاست . زاويه تابش
نور در نقاشي هاي الياسي ،يكي از ويزگي هاي كار اوست . سبك اش بسيار
با طراوت ، با روح ، گهگاه با حسي از بداهه سازي و گاه حتي
جسورانه است . بررسي و دقت در شيوه كارش اما نشان مي دهد كه چگونه هر
ضربه قلم مو و رنگ ، با دقت و ظرافت در جايي خود نشسته است . او نقاش
مشهوري است ،با تمايلي براي تصويرهايي در اندازه هاي بزرگ ،يكي از آن
« نقاشان خوب قديمي و كهنه كار » و سنت گرايي كه نمي خواهد ابداع گر
و سنت شكن باشد بلكه تمايل دارد تا مهر و نشان شخصي اش را بر هر كاري
بزند . او به سبك شخصي اش دست يافته است ، با اثرات مشخص در اماتيك
ويزه خودش ،سبكي كه تحت تاثير و دستخوش جريانات رسم روز و جنبش هاي هر
روزه هنر مدرن قرار نگرفته است .
|
|
|
2kinderen
|
|
|
|
Bordje-haring-met-gebak
|
|
|
|
Hait
|
|
|
|
interieur
|
|
|
|
Leoni
|
|
|
|
|
Lisette
|
|
|
|
meisje
|
|
|
|
mw.Mebius-zomo
|
|
|
|
Praags-restaurant-2
|
|
|
|
taartjes
|
|
|
|
|
tafel-blauw
|
|
|
|
Tafel-bruin
|
|
|
|
tennisveld
|
|
|
|
zusters
|
|
|
|
jongen-2
|
|
|
|